نوشته جینا چانگ منبع وقتی لئو رفت، دیگر نمیتوانستم خودم را پیدا کنم. تازه به آپارتمانی جدید نقل مکان کرده بودم و حسی شبیه به معلق بودن در گرگومیشی بیپایان داشتم. در اتاق نشیمن به خواب میرفتم، اما ناگهان خودم را در آشپزخانه میدیدم، در حال شستن ظرفی که اصلاً یادم نمیآمد استفاده کرده باشم. …
نوشته داستان علمی تخیلی: وقتی خاطرات امانم را بریده بودند! اولین بار در یک پزشک. پدیدار شد.