اگر روان انسان را مانند شهری در نظر بگیریم، درون هر خیابان آن، کودکی تنها، زخمی یا خاموش پنهان است. بسیاری از مردم با آن کودک درون زندگی میکنند بیآنکه صدایش را بشنوند، اما برخی روزی تصمیم میگیرند به جستوجوی او بروند. کتاب «صبح بخیر، هیولا» نوشتهی کاترین گیلدینر، درباره همین جستوجوست: پنج انسان که …
نوشته خلاصه کتاب «صبح بخیر، هیولا» – نوشته کاترین گیلدینر | پنج داستان قهرمانانه از رهایی روان اولین بار در یک پزشک. پدیدار شد.
دیدگاهها
پس از بررسی و تأیید مدیر، دیدگاهها در سایت نمایش داده میشوند.
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد.