مارتین چراغ را خاموش می‌کند تا بخوابد، اما ذهنش به سرعت وارد عمل می‌شود. در ذهن او افکار پریشانی در مورد مهلت‌های کاری، کارهای عقب افتاده ماشین او و جراحی اخیر پدرش ذهن او را به خود مشغول می‌کند. او برای به خواب رفتن تلاش می‌کند، اما ساعت‌ها از پهلو به آن پهلو می‌شود. او […]