به گزارش خبرنگار «نبض فناوری»، صنعت زیرساخت فناوری اطلاعات یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصاد دیجیتال، شبکه بانکی و خدمات سازمانی به شمار میرود. بخش قابل توجهی از خدمات پرداخت، بانکداری الکترونیکی و زیرساختهای فناوری کشور بر بستر فعالیت شرکتهای این حوزه شکل گرفته و به همین دلیل، انتظار میرود این صنعت از ظرفیت مناسبی برای خلق ارزش در بازار سرمایه نیز برخوردار باشد. با این حال، تجربه برخی شرکتهای بورسی نشان میدهد که میان اهمیت راهبردی صنعت و رشد ارزش بازار شرکتها همیشه رابطه مستقیمی وجود ندارد.
بررسی عملکرد ایران ارقام نیز از همین منظر قابل توجه است.
صورتهای مالی دوره ۹ ماهه منتهی به ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد که شرکت موفق به کسب ۴,۴۰۳ میلیارد ریال درآمد عملیاتی شده است. اما آنچه بیش از رقم درآمد اهمیت دارد، ترکیب این درآمدهاست. بررسی یادداشتهای صورتهای مالی نشان میدهد بیش از ۸۰ درصد درآمد عملیاتی شرکت از محل ارائه خدمات پشتیبانی تجهیزات بانکی و سختافزاری حاصل شده که بخش عمده آن نیز به قراردادهای منعقدشده با سه بانک اختصاص دارد. سهم سایر منابع درآمدی از جمله فروش تجهیزات، رایانه، خودپرداز و اجاره دستگاهها در مقایسه با درآمدهای خدماتی، محدود است.
این ترکیب درآمد از یک سو بیانگر برخورداری شرکت از جریان درآمدی نسبتاً باثبات ناشی از قراردادهای پشتیبانی است، اما از سوی دیگر نشان میدهد موتور اصلی درآمدزایی ایران ارقام همچنان بر همان حوزهای استوار است که سالها محور فعالیت شرکت بوده است. سهم محدود فروش تجهیزات جدید نیز این برداشت را تقویت میکند که رشد درآمد شرکت بیش از آنکه حاصل توسعه بازار، عرضه محصولات جدید یا ورود به حوزههای نوین فناوری باشد، از تداوم ارائه خدمات به مشتریان موجود و تمدید قراردادهای پشتیبانی ناشی شده است.
این موضوع در صورت سود و زیان نیز قابل مشاهده است. از مجموع بیش از ۴.۴ هزار میلیارد ریال درآمد عملیاتی، سود عملیاتی شرکت به حدود ۲۱۹ میلیارد ریال و سود خالص به ۱۵۱ میلیارد ریال رسیده است. این ارقام نشان میدهد بخش قابل توجهی از ارزش ایجادشده در فرآیند عملیات، پیش از تبدیل شدن به سود نهایی، صرف هزینههای اجرایی و ساختار عملیاتی شرکت میشود. هرچند شرکت همچنان سودآور است، اما فاصله میان حجم فعالیت و سود نهایی، از منظر بازار سرمایه یکی از شاخصهای مهم در ارزیابی کیفیت درآمد محسوب میشود.
ترازنامه نیز تصویری مشابه ارائه میدهد. بخش عمده داراییهای شرکت در قالب مطالبات تجاری و موجودی کالا متمرکز شده که با ماهیت فعالیت شرکتهای فعال در حوزه تجهیزات و خدمات پشتیبانی همخوانی دارد. در چنین مدلی، بخشی از منابع مالی شرکت برای مدت قابل توجهی در چرخه سفارش، تأمین تجهیزات، اجرای خدمات و وصول مطالبات درگیر میشود. در مقابل، تداوم منفی بودن حقوق صاحبان سهام نیز نشان میدهد ساختار سرمایه شرکت همچنان با محدودیتهایی مواجه است؛ موضوعی که معمولاً در ارزیابیهای بازار سرمایه با دقت بیشتری مورد توجه قرار میگیرد.
از منظر سرمایهگذاران، نکته اصلی صرفاً وابستگی درآمد به چند مشتری بزرگ نیست؛ بلکه محدود بودن تنوع موتورهای رشد شرکت است. بازار سرمایه معمولاً به دنبال نشانههایی از توسعه بازار، تنوع مشتریان، عرضه راهکارهای جدید و ایجاد جریانهای درآمدی تازه است؛ عواملی که بتوانند چشمانداز رشد سودآوری شرکت را در سالهای آینده تقویت کنند. هنگامی که بخش عمده درآمد از قراردادهای پشتیبانی مشتریان موجود حاصل میشود، ظرفیت رشد درآمد نیز تا حد زیادی به توسعه همین قراردادها وابسته خواهد بود.
با این حال، تجربه ایران ارقام را نباید به معنای محدود بودن ظرفیت صنعت زیرساخت فناوری تفسیر کرد. برعکس، نیاز کشور به توسعه زیرساختهای فناوری، خدمات بانکی، امنیت اطلاعات، مراکز داده، شبکه و راهکارهای دیجیتال همچنان رو به افزایش است و این صنعت از منظر تقاضای بنیادی، همچنان یکی از بخشهای مهم اقتصاد دیجیتال محسوب میشود.
آنچه بازار سرمایه امروز با حساسیت بیشتری ارزیابی میکند، نوع مدل کسبوکار شرکتهاست. به نظر میرسد شرکتهایی که در کنار خدمات زیرساختی سنتی، بتوانند سهم بیشتری از درآمد خود را از بازارهای نوظهور، خدمات تخصصی، محصولات فناورانه، درآمدهای تکرارشونده و مشتریان متنوعتر ایجاد کنند، ظرفیت بیشتری برای خلق ارزش در بازار سرمایه خواهند داشت.
از این منظر، فاصلهای که در برخی شرکتهای زیرساختی میان اهمیت عملیاتی و رشد ارزش بازار مشاهده میشود، بیش از آنکه به جذابیت صنعت مربوط باشد، به تفاوت مدلهای کسبوکار و توان آنها در ایجاد موتورهای رشد جدید بازمیگردد؛ موضوعی که میتواند در سالهای آینده، مبنای تمایز شرکتهای این صنعت در بازار سرمایه باشد.
لینک کوتاه: