موفقیت یک سکوی ایرانی زمانی معنا پیدا میکند که کاربر حضور در آن سکو را برای زندگی دیجیتال خود مفید، ساده و ارزشمند بداند، کما اینکه الان در برخی موارد، این رویکرد در کاربران وجود دارد. این نقطه، همان جایی است که حمایت به رقابتپذیری تبدیل میشود و «سکوی ایرانی» از یک پروژه فناورانه، به یک زیستبوم واقعی و زیرساخت اقتصاد دیجیتال تبدیل خواهد شد.
به گزارش آی سی تی نیوز، حسین دلیریان سخنگوی مرکز ملی فضای مجازی نوشت: سالهاست وقتی از «سکوهای داخلی» سخن میگوییم، نخستین مفهومی که به ذهن میرسد، حمایت است؛ حمایت مالی، حمایت مقرراتی، حمایت رسانهای و گاهی حمایتهای حاکمیتی برای آنکه محصولات ایرانی بتوانند در برابر بازیگران بزرگ خارجی فرصت بقا پیدا کنند. اما امروز، با گذشت سالها از شکلگیری نسلهای مختلف پیامرسانها و شبکههای اجتماعی ایرانی، یک پرسش اساسیتر پیش روی ماست: آیا حمایت بهتنهایی میتواند یک سکوی ایرانی را به مقصد اصلی و پایدار کاربر تبدیل کند؟
پاسخ به این پرسش را باید در یک تغییر نگاه جستوجو کرد؛ تغییر از «حفظ سکو» به «ساخت زیستبوم».
واقعیت این است که کاربر به یک پلتفرم، وفادار نمیماند بلکه آیتمها و مواردی وجود دارند که باعث میشوند یک کاربر به یک پلتفرم، وفادار بماند. کاربر در نهایت به دنبال تجربهای ساده، سریع، قابل اعتماد، کمهزینه و متناسب با نیازهای خود است. به همین دلیل، اگر قرار است سکوهای ایرانی سهم بیشتری از زیست روزمره مردم را به خود اختصاص دهند، مسئله اصلی دیگر فقط تعداد کاربران ثبتنامشده یا میزان حمایتهای صورتگرفته نیست؛ مسئله این است که کاربر چه چیزی را در این سکوها پیدا میکند که او را به ماندن، بازگشتن و مشارکت کردن ترغیب کند.
گزارشهای «رادار فضای مجازی» از همین منظر اهمیت پیدا میکنند. دومین گزارش این رادار، با بررسی عملکرد محتوایی پنج سکوی ایرانی در مرداد ۱۴۰۵، تصویری از آنچه کاربران در این فضا دنبال میکنند ارائه کرده است. انتشار چنین دادههایی یک گام مهم است؛ زیرا اقدام درباره سکوهای داخلی زمانی میتواند از سطح کلیگویی فاصله بگیرد که بر پایه داده واقعی از رفتار کاربران انجام شود. اما دادهها فقط برای توصیف وضعیت نیستند؛ باید از آنها برای ساختن آینده استفاده کرد.
اگر بدانیم کاربران در سکوهای داخلی چه موضوعاتی را دنبال میکنند، چه نوع محتوایی بیشتر دیده میشود، چه قالبهایی بیشتر مورد استقبال قرار میگیرد و چه موضوعاتی ظرفیت ایجاد تعامل بالاتری دارند، آنگاه میتوان از یک حمایت عمومی و یکسان، به سمت حمایت هوشمند و مسئلهمحور حرکت کرد.
این همان نقطهای است که مفهوم «زیستبوم» اهمیت پیدا میکند. یک پیامرسان یا شبکه اجتماعی زمانی به تشکیل یک زیستبوم موفق میتواند کمک کند که کاربر برای حضور در آن فقط یک دلیل نداشته باشد. ارتباط با دوستان، دریافت خبر، سرگرمی، کسبوکار، آموزش، خدمات عمومی، خرید، پرداخت، تولید محتوا و ارتباط با سازمانها باید بتواند در یک زنجیره به هم پیوسته قرار گیرد.هرچه این زنجیره کاملتر باشد، احتمال خروج کاربر از آن زیستبوم کمتر میشود.در چنین شرایطی، رقابت سکوهای ایرانی با پلتفرمهای خارجی دیگر صرفاً رقابت بر سر «تعداد کاربر» نیست؛ رقابت بر سر «ارزش ایجادشده برای کاربر» است.
**حمایت از سکو یا حمایت از کاربر؟
اینجاست که باید میان دو مفهوم تفاوت گذاشت: «حمایت از سکو» و «حمایت از کاربر در سکو». حمایت از سکو ممکن است در کوتاهمدت به ادامه فعالیت یک پلتفرم کمک کند، اما حمایت از کاربر یعنی فراهم کردن شرایطی که حضور در یک سکوی ایرانی برای او مزیت واقعی ایجاد کند. این مزیت میتواند سرعت، کیفیت، امنیت، خدمات متنوع، دسترسی به کسبوکارها، امکانات تولید محتوا یا حتی تجربه کاربری بهتر باشد.
اگر این مزیت ایجاد نشود، هر میزان حمایت بیرونی در نهایت با یک محدودیت جدی مواجه خواهد شد: کاربر برای ماندن دلیل کافی ندارد. به همین دلیل، سیاست حمایت از سکوهای داخلی باید از یک سیاست «کمککننده» به یک سیاست «توانمندساز» تبدیل شود. هدف نباید این باشد که صرفاً سکوها را سرپا نگه داریم؛ هدف باید این باشد که آنها بتوانند روی پای خود بایستند، نوآوری کنند و برای جذب و حفظ کاربر با یکدیگر رقابت کنند.
در حال حاضر چندین سکوی ایرانی در حال رقابت با سکوهای مشابه خارجی هستند که اتفاقا با ایجاد جذابیتهایی، موفق به جذب کاربر و وفادارکردن آن، شدهاند. این رقابت میتواند یک فرصت باشد، مشروط بر آنکه سیاستگذاری به جای ایجاد یک الگوی یکسان برای همه، امکان نوآوری و تمایز را برای هر سکو فراهم کند.
ممکن است یک سکو در حوزه پیامرسانی قویتر باشد، دیگری در حوزه کسبوکار، دیگری در تولید محتوای کوتاه، و دیگری در حوزه خدمات عمومی یا ارتباطات حرفهای. قرار نیست همه سکوها شبیه هم باشند. اتفاقاً شکلگیری یک زیستبوم سالم زمانی رخ میدهد که هر بازیگر بتواند مزیت خاص خود را پیدا کند.
**داده؛ ابزار جدید سیاستگذاری برای سکوهای ایرانی
در این میان، «داده» باید به یکی از مهمترین ابزارهای سیاستگذاری تبدیل شود.
رادار فضای مجازی میتواند در همین مسیر نقش یک ابزار دیدهبانی را ایفا کند؛ ابزاری که به جای قضاوتهای کلی، تغییرات رفتار کاربران را نشان دهد. وقتی گزارشهای دورهای منتشر میشوند، امکان مقایسه روندها، شناسایی تغییرات و حتی طراحی سیاستهای دقیقتر فراهم میشود. اما مرحله بعدی، مهمتر از جمعآوری داده است: تبدیل داده به تصمیم.
اگر دادهها نشان دهند که کاربران به یک دسته خاص از خدمات یا محتوا علاقه بیشتری دارند، باید پرسید چرا این تقاضا در سکوهای داخلی پاسخ داده نمیشود؟ اگر محتوای خاصی مخاطب بیشتری پیدا میکند، باید بررسی کرد چه عواملی در تولید و توزیع آن مؤثر بوده است. اگر کاربران در یک حوزه مشخص کمتر فعالاند، باید فهمید آیا مشکل از کیفیت محصول است، از مدل کسبوکار، از تجربه کاربری یا از کمبود خدمات مکمل.
**پنج مسیر برای توانمندسازی سکوهای ایرانی
در چنین مدلی، حمایت دولتی و حاکمیتی نیز میتواند دقیقتر شود. به جای اینکه حمایت صرفاً بر اساس «داخلی بودن» یک محصول تعریف شود، میتوان آن را به شاخصهایی مانند کیفیت خدمات، رشد واقعی کاربران، نوآوری، امنیت، رضایت کاربر، توسعه کسبوکارهای وابسته و میزان ایجاد ارزش در اقتصاد دیجیتال پیوند زد.
اما این تغییر نگاه، بدون تغییر در شیوه اجرا کامل نمیشود. اگر قرار است حمایت به توانمندسازی تبدیل شود، باید برای آن سازوکارهای مشخصی تعریف کرد.
نخست؛ حمایت باید تا حد امکان عملکردمحور شود. منابع حمایتی میتوانند به شاخصهایی مانند رشد کاربران فعال، بهبود کیفیت خدمات، افزایش رضایت کاربران، توسعه قابلیتهای جدید، ارتقای امنیت و شکلگیری کسبوکارهای وابسته گره بخورند. در چنین مدلی، سکو صرفاً برای «داشتن کاربر» حمایت نمیشود؛ بلکه برای ایجاد ارزش پایدار برای کاربر و اقتصاد دیجیتال، از حمایت برخوردار میشود.
دوم؛ رادار فضای مجازی باید به داشبورد دائمی تصمیمسازی تبدیل شوند. گزارش دورهای زمانی بیشترین اثر را دارد که روندها را در طول زمان قابل مشاهده کند. رصد مستمر کاربران فعال، میزان تولید و مصرف محتوا، موضوعات پرمخاطب، نرخ تعامل و تغییرات رفتاری میتواند به سیاستگذار و مدیران سکوها نشان دهد که کجا باید سرمایهگذاری کنند و کجا نیازمند اصلاح هستند.
سوم؛ سنجش تجربه واقعی کاربر باید به یک فرآیند مستمر تبدیل شود. سرعت و پایداری، رابط کاربری، جستوجو، اعلانها، انتشار محتوا، ارتباط با سایر کاربران و کیفیت خدمات جانبی، مجموعهای از عواملی هستند که در نهایت تجربه کاربر را شکل میدهند. بنابراین در کنار سنجش تعداد کاربران، باید به صورت دورهای از خود کاربران پرسید که چه چیزی آنها را نگه میدارد و چه چیزی باعث خروج یا کاهش فعالیت آنها میشود.
چهارم؛ سیاست توسعه سکوها باید از پیامرسانی صرف فراتر برود. آینده زیستبومهای دیجیتال به خدمات مکمل وابسته است. کسبوکار، آموزش، خدمات عمومی، تجارت، دریافت و پرداختها، تبلیغات، تولید محتوا و ارتباطات حرفهای میتوانند هرکدام بخشی از ارزش ایجادشده در یک سکو باشند. هر خدمت مکملی که به شکل درست و رقابتی به یک سکو اضافه شود، میتواند دلیل تازهای برای حضور کاربر ایجاد کند.
پنجم؛ مسیر حضور کسبوکارها در سکوهای ایرانی باید سادهتر و کمهزینهتر شود. اگر یک کسبوکار بتواند مشتری خود را پیدا کند، تبلیغ کند، پاسخگویی انجام دهد، فروش داشته باشد و خدمات پس از فروش ارائه کند، سکو از یک ابزار ارتباطی به یک زیرساخت اقتصادی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، رشد سکو فقط با جذب کاربر اتفاق نمیافتد؛ با شکلگیری یک شبکه اقتصادی پیرامون آن نیز تقویت میشود.
**مقصد نهایی؛ سکویی که کاربر میخواهد در آن بماند
بنابراین شاید پرسش اصلی امروز این نباشد که «چگونه کاربران را به سکوهای داخلی بیاوریم؟» پرسش دقیقتر این است: «چگونه سکوهای داخلی را به جایی تبدیل کنیم که کاربران بخواهند در آن بمانند؟»
پاسخ این پرسش از مسیر چند مؤلفه میگذرد: کیفیت، اعتماد، نوآوری، خدمات متنوع، اقتصاد پایدار، رقابت سالم و البته سیاستگذاری مبتنی بر داده.
گزارشهایی مانند رادار فضای مجازی میتواند بخشی از این مسیر را روشن کند؛ با نشان دادن اینکه در فضای واقعی کاربران چه میگذرد.
در نهایت، موفقیت یک سکوی ایرانی زمانی معنا پیدا میکند که کاربر حضور در آن سکو را برای زندگی دیجیتال خود مفید، ساده و ارزشمند بداند، کما اینکه الان در برخی موارد، این رویکرد در کاربران وجود دارد. این نقطه، همان جایی است که حمایت به رقابتپذیری تبدیل میشود و «سکوی ایرانی» از یک پروژه فناورانه، به یک زیستبوم واقعی و زیرساخت اقتصاد دیجیتال تبدیل خواهد شد.