به گزارش آی سی تی نیوز؛ کمیته مرکزی حزب کمونیست و شورای دولتی چین در تاریخ ۹ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۷ مهر ۱۴۰۵) فرمانی صادر کردند که بر اساس آن، یک شبکه سراسری بلاکچین برای مدیریت بهتر دادهها و اتصال اقتصاد واقعی به بخش دیجیتال ایجاد خواهد شد. این برنامه به همراه توسعه مراکز پردازش داده و بدون حضور ارزهای دیجیتال مستقل اجرا میشود تا از تشکیل حبابهای مالی در اقتصاد جلوگیری کند.
شبکه ملی بلاکچین؛ زیرساخت دادهمحور
این فرمان یکی از ۱۹ اقدام اقتصادی را به ساخت «شبکه بلاکچین ملی» اختصاص داده است. این شبکه در کنار «شبکه یکپارچه محاسباتی ملی» قرار میگیرد تا زیرساخت دادههای کشور را یکپارچه کند. برخلاف آنچه ممکن است تصور شود، این فرمان هیچ اشارهای به بیتکوین یا سایر ارزهای دیجیتال ندارد. هدف اصلی، استفاده از فناوری بلاکچین برای مدیریت دادهها و اتصال اقتصاد واقعی به بخش دیجیتال است، نه احیای معاملات رمزارزی.
دولت چین در همین سند هشدار داده که مقامات باید از «ایجاد حبابهای اقتصادی» و «غفلت از اقتصاد واقعی به نفع اقتصاد مجازی» پرهیز کنند.
ثبت مالکیت داراییهای دادهای
این فرمان بر «شناسایی مالکیت داراییهای دادهای، بازار معاملات، توزیع حقوق و منافع» تأکید دارد. همچنین مکانیزمی برای «جریان کارآمد و فرامرزی دادهها» پیشنهاد شده است. نهادهای دولتی میتوانند مالکیت داراییهای دادهای خود را ثبت کنند و مراکز داده شهرهای شرقی را به مناطق غربی متصل نمایند.
پروژه «شرق داده، غرب محاسبه»
فرمان چین بهطور خاص از پروژه «شرق داده، غرب محاسبه» حمایت میکند. این پروژه دادههای تولیدشده در شهرهای شرقی را به مراکز داده در مناطق غربی منتقل میکند تا از ظرفیت انرژی و فضای آن مناطق بهرهبرداری شود.
ادامه ممنوعیت رمزارزها
با وجود حمایت از فناوری بلاکچین، ممنوعیت معاملات رمزارزها در چین کاملاً پابرجا است. در فوریه ۲۰۲۶، بانک مرکزی چین و هفت نهاد دیگر بار دیگر این ممنوعیت را تأیید کردند. استراتژی دیجیتال پکن بر یوان دیجیتال (e-CNY) متمرکز است که در پنجسالهای جدید بانک مرکزی بر توسعه آن تأکید شده است.
پیشینه زیرساخت بلاکچین چین
چین پیشتر شبکه BSN (Blockchain-based Service Network) را در آوریل ۲۰۲۰ راهاندازی کرده بود. بر اساس پروژه DigiChina دانشگاه استنفورد، این شبکه از ارزهای دیجیتال مستقل مانند بیتکوین پشتیبانی نمیکند. مشخص نیست که شبکه ملی جدید بر پایه BSN ساخته خواهد شد یا زیرساختی مستقل خواهد داشت.
کاربردهای فعلی شبکه بلاکچین چین
بر اساس اظهارات دونگ جین، نماینده کنگره ملی خلق و رئیس آکادمی بلاکچین و محاسبات لبه پکن، شبکه بلاکچین ملی چین هماکنون در ۱۶ وزارتخانه مرکزی و ۲۷ شرکت دولتی مرکزی استفاده میشود. در حوزه مالیات، سالانه میلیاردها فاکتور دیجیتال روی این شبکه پردازش میشود. در تجارت فرامرزی، بیش از ۳۰۰,۰۰۰ شرکت به این شبکه متصل شدهاند و ارزش تجارت فرامرزی تسهیلشده توسط آن به ۱ تریلیون یوان (حدود ۱۳۸ میلیارد دلار) رسیده است. در پرداختهای جهانی، این فناوری با یوان دیجیتال ترکیب شده و کانال جدیدی برای تراکنشهای فرامرزی ایجاد کرده است.
تراشه ۹۶ هستهای بلاکچین
تیم دونگ جین یک تراشه شتابدهنده ۹۶ هستهای اختصاصی برای بلاکچین توسعه داده که عملکرد را تا ۵۰ برابر افزایش میدهد و گلوگاه محاسباتی شبکههای بلاکچین در مقیاس بزرگ را برطرف میکند. همچنین یک سیستمعامل بلاکچین نرمافزاری-سختافزاری یکپارچه با ۳ میلیون خط کد متنباز توسعه یافته است.
تأثیر بر بازار رمزارزها
پس از انتشار این خبر، توکن Conflux (CFX) که بهعنوان تنها زنجیره عمومی سازگار با مقررات چین شناخته میشود، بیش از ۲۶ درصد افزایش یافت و به بالای ۰.۰۷ دلار رسید. با این حال، کارشناسان تأکید کردهاند که این فرمان یک ابتکار زیرساختی داخلی است و تأثیر مستقیمی بر بازارهای جهانی رمزارز ندارد.
تفاوت با یوان دیجیتال
شبکه ملی بلاکچین و یوان دیجیتال دو پروژه جداگانه هستند. یوان دیجیتال ارز دیجیتال بانک مرکزی چین است، در حالی که شبکه بلاکچین یک زیرساخت فناوری برای مدیریت دادهها و اتصال اقتصاد واقعی به دیجیتال محسوب میشود.
برنامههای هوش مصنوعی و کوانتوم
این فرمان صرفاً به بلاکچین محدود نمیشود و شامل برنامه اقدام هوش مصنوعی پلاس (AI+) و توسعه فناوری کوانتوم نیز میشود.
نهادهای مسئول اجرا
اجرای این فرمان بر عهده کمیسیون مرکزی امور مالی و اقتصادی و کمیسیون ملی توسعه و اصلاحات (NDRC) گذاشته شده است.
تحلیل ICTNews
فرمان چین برای راهاندازی شبکه ملی بلاکچین، نشاندهنده یک رویکرد عملگرایانه و متمرکز بر زیرساخت است. پکن بهجای پیروی از الگوی غربی رمزارزهای غیرمتمرکز، بر استفاده از بلاکچین بهعنوان یک ابزار مدیریت داده و اتصال اقتصاد واقعی به دیجیتال تمرکز کرده است. این رویکرد با فلسفه اقتصادی چین همخوانی دارد که در آن، دولت نقش محوری در هدایت توسعه فناوری ایفا میکند.
نکته هوشمندانه در این استراتژی، تفکیک فناوری از کاربرد مالی آن است. چین از مزایای بلاکچین (شفافیت، امنیت، ردیابیپذیری) بهره میبرد، اما از ریسکهای مالی آن (نوسانات قیمت، حبابهای سفتهبازی) پرهیز میکند. این رویکرد میتواند الگویی برای سایر کشورها باشد که بهدنبال استفاده از بلاکچین بدون مواجهه با چالشهای رمزارزهای غیرمتمرکز هستند.
با این حال، چالش اصلی این پروژه، جلب اعتماد کاربران و شرکتها به یک شبکه متمرکز است. در حالی که بلاکچینهای عمومی مانند اتریوم بر شفافیت و عدم تمرکز تأکید دارند، شبکه چینی بر کنترل دولتی و مدیریت متمرکز دادهها استوار است. اینکه آیا این مدل میتواند در بلندمدت پذیرش گستردهای پیدا کند، پرسشی است که آینده پاسخ آن را خواهد داد.