نبض‌فناوری اخبار فناوری | انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر ۲۰۲۶ آمریکا در شرایطی برگزار خواهد شد که هوش مصنوعی مولد به یکی از ابزارهای اثرگذار در رقابت‌های سیاسی این کشور تبدیل شده است.

 به گزارش «نبض فناوری» به نقل از مهر ؛  انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر ۲۰۲۶ آمریکا در شرایطی برگزار خواهد شد که هوش مصنوعی مولد به یکی از ابزارهای اثرگذار در رقابت‌های سیاسی این کشور تبدیل شده است. گسترش استفاده از فناوری‌های تولید محتوای مصنوعی، جعل عمیق و سامانه‌های هوشمند ارتباط با رأی‌دهندگان، الگوهای سنتی تبلیغات انتخاباتی را دگرگون کرده و مخاطرات جدیدی را برای سلامت انتخابات و اعتماد عمومی ایجاد کرده است. اهمیت این تحول صرفاً به انتشار تصاویر و ویدئوهای جعلی محدود نمی‌شود. هوش مصنوعی با کاهش هزینه تولید محتوای سیاسی و افزایش ظرفیت شخصی‌سازی پیام‌ها، امکان مداخله سازمان‌یافته در شکل‌گیری ادراک عمومی و جهت‌دهی به رفتار انتخاباتی را گسترش داده است.

بررسی گزارش‌های اخیر نیویورک‌تایمز، گاردین و الجزیره در کنار یافته‌های پژوهشی منتشرشده درباره آسیب‌پذیری سامانه‌های هوش مصنوعی نشان می‌دهد که انتخابات ۲۰۲۶ به عرصه‌ای برای آزمون عملی توانایی نهادهای دموکراتیک آمریکا در مواجهه با فناوری‌های نوین عملیات نفوذ و دست‌کاری اطلاعات تبدیل شده است.

گسترش تبلیغات مصنوعی و تغییر موازنه رقابت انتخاباتی

بر اساس گزارش ۱۶ اکتبر نیویورک‌تایمز با استناد به یافته‌های پروژه رسانه‌ای دانشگاه وسلیان (Wesleyan Media Project)، بیش از ۲۲۰ آگهی سیاسی مبتنی بر محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی در رقابت‌های انتخاباتی ۲۰۲۶ شناسایی شده که بیش از ۱۳۷ میلیون دلار برای انتشار و ترویج آن‌ها هزینه شده است. بررسی این آگهی‌ها نشان می‌دهد بیش از ۸۰ درصد آن‌ها توسط ستادهای انتخاباتی جمهوری‌خواه یا کمیته‌های اقدام سیاسی همسو با این حزب تولید شده‌اند. همچنین نزدیک به نیمی از ویدئوها حاوی بازنمایی مصنوعی سیاستمداران واقعی بوده‌اند و حدود ۷۰ درصد فاقد اطلاع‌رسانی درباره استفاده از هوش مصنوعی بوده‌اند.

این آمار نسبت به یافته‌های پیشین پروژه وسلیان که در گزارش‌های سپتامبر و اوایل اکتبر به ۱۶۴ آگهی و بیش از ۸۰ میلیون دلار هزینه اشاره داشت، افزایش قابل‌توجهی را نشان می‌دهد. البته ارقام مزبور بیانگر هزینه انتشار تبلیغات حاوی محتوای مصنوعی هستند و نباید با هزینه مستقیم تولید این محتوا اشتباه گرفته شوند.

غلبه جمهوری‌خواهان در استفاده از این ابزارها از شکل‌گیری نوعی عدم تقارن فناورانه در تبلیغات انتخاباتی حکایت دارد. پژوهشگران وسلیان احتمال داده‌اند که حساسیت بیشتر حامیان دموکرات‌ها نسبت به مخاطرات هوش مصنوعی و مطالبه تنظیم‌گری این فناوری، هزینه اعتباری استفاده از آن را برای نامزدهای دموکرات افزایش داده باشد. با این حال این تفاوت در بهره‌گیری از محتوای مصنوعی به‌تنهایی اثبات‌کننده برتری انتخاباتی جمهوری‌خواهان نیست و برای ارزیابی آثار واقعی آن باید داده‌های مربوط به مواجهه مخاطبان، تغییر نگرش و رفتار رأی‌دهی بررسی شود.

جعل عمیق و تبدیل تبلیغات سیاسی به ابزار مهندسی ادراک

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رقابت‌های انتخاباتی ۲۰۲۶ استفاده از فناوری جعل عمیق برای انتساب رفتارها و مواضع ساختگی به شخصیت‌های سیاسی است. در نمونه‌ای برجسته، کارزار بروس بلیکمن، نامزد جمهوری‌خواه فرمانداری نیویورک، ویدئوهایی منتشر کرده که زهران ممدانی شهردار نیویورک و کتی هوکول فرماندار این ایالت را در موقعیت‌های ساختگی نشان می‌دهد. این تصاویر با هدف پیوند دادن سیاست‌های دموکرات‌ها به افزایش هزینه‌های زندگی و ناامنی اقتصادی طراحی شده‌اند.

در نمونه‌ای دیگر، یک گروه سیاسی جمهوری‌خواه در اکلاهما با انتشار تصویری مصنوعی، یکی از نامزدهای این حزب را در حال ابراز صمیمیت با هیلاری کلینتون نشان داده و بیش از ۲۰۰ هزار دلار برای پخش تلویزیونی آن هزینه کرده است. همچنین در میشیگان، تصویری جعلی از عبدال السید، نامزد دموکرات سنا، در کنار پیام‌های افراطی و ضدآمریکایی به نمایش درآمده است.

اهمیت راهبردی این نمونه‌ها در قابلیت هوش مصنوعی برای ایجاد ارتباطات ذهنی میان نامزدها و موضوعات حساس سیاسی نهفته است. در این الگو، تصویر ساختگی الزاماً برای اثبات وقوع یک رویداد طراحی نمی‌شود و ممکن است با هدف تثبیت برداشت منفی از شخصیت، گرایش سیاسی یا ارزش‌های یک نامزد به کار گرفته شود.

این پدیده در پژوهش‌های جدید با مفهوم «اسلوپاگاندا» (Slopaganda) توصیف می‌شود که ترکیبی از محتوای مصنوعی کم‌کیفیت و تبلیغات سیاسی است. به اعتقاد اسکات بابوا برنن، پژوهشگر دانشگاه نیویورک، این نوع تبلیغات بیش از آن که در پی بازنمایی حقیقت عینی باشند، بر انتقال برداشت‌های سیاسی و عاطفی تمرکز دارند. در نتیجه حتی ساختگی بودن آشکار یک ویدئو نیز لزوماً مانع تأثیرگذاری آن بر نگرش رأی‌دهندگان نخواهد شد.

هوش مصنوعی در زیرساخت عملیاتی کارزارهای انتخاباتی

کاربرد هوش مصنوعی در انتخابات آمریکا فراتر از تولید تصاویر جعلی است و به تدریج زیرساخت ارتباطی و عملیاتی کارزارهای سیاسی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بر همین اساس، ناتان سندرز و بروس اشنایر در گزارش ۲۹ سپتامبر گاردین با بررسی داده‌های کمیسیون فدرال انتخابات آمریکا نشان داده‌اند که از سال ۲۰۲۰ تاکنون دست‌کم ۱۷ میلیون دلار هزینه ثبت‌شده برای خدمات شرکت‌های ارائه‌دهنده فناوری هوش مصنوعی در میان ۵۲۳ نامزد و کارزار انتخاباتی فدرال وجود داشته است.

بر اساس این داده‌ها، حداقل ۸۰ کارزار و کمیته سیاسی از سال ۲۰۲۴ هزینه‌هایی مرتبط با خدمات اوپن‌ای‌آی ثبت کرده‌اند و در سال ۲۰۲۶ نیز دست‌کم ۶۵ نامزد یا کمیته سیاسی از خدمات شرکت آنتروپیک استفاده کرده‌اند. بخش قابل‌توجهی از این هزینه‌ها به ابزارهای پژوهشی، خدمات اداری و اشتراک دستیارهای هوشمند اختصاص داشته است.

علاوه بر این، در سطح ارتباط مستقیم با رأی‌دهندگان، سامانه «Daisychain» در چرخه انتخاباتی ۲۰۲۶ حدود ۳۰۰ هزار دلار هزینه جذب کرده است. همچنین ابزار «Campaign Nucleus» که با برد پارسکیل، مدیر پیشین کارزار انتخاباتی ترامپ ارتباط دارد، در میان جمهوری‌خواهان مورد استفاده قرار گرفته است. این سامانه‌ها ظرفیت خودکارسازی ارتباطات سیاسی و مدیریت تعامل با مخاطبان را افزایش می‌دهند.

نکته مهم آن است که داده‌های رسمی هزینه‌های انتخاباتی تمام ابعاد استفاده از هوش مصنوعی را آشکار نمی‌کنند. پرداخت‌های غیرمستقیم از طریق شرکت‌های مشاوره، پیمانکاران تبلیغاتی و کمیته‌های مستقل سیاسی می‌توانند بخش مهمی از هزینه‌های واقعی را از دید گزارش‌های تفصیلی پنهان نگه دارند. بنابراین میزان نفوذ عملیاتی هوش مصنوعی احتمالاً گسترده‌تر از ارقام قابل مشاهده در اسناد مالی است.

تهدید مداخله خارجی و آسیب‌پذیری سازوکارهای امنیتی

بُعد امنیتی این تحول به ظرفیت بازیگران خارجی برای اجرای عملیات نفوذ اطلاعاتی بازمی‌گردد. لارنس نوردن و دیوید ایوان هریس در پژوهشی منتشر شده در چهارم اکتبر ۲۰۲۶ مدعی شده‌اند که روسیه، چین و ایران از ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی در فعالیت‌های تأثیرگذاری اطلاعاتی استفاده می‌کنند. در این گزارش به عملیات موسوم به «زنجره سبز» (Green Cicada) اشاره شده که طبق گزارش‌های مورد استناد پژوهشگران، شامل دست‌کم پنج هزار حساب غیرواقعی در شبکه اجتماعی ایکس با قابلیت مدیریت مبتنی بر مدل‌های زبانی بوده است. همچنین گزارش‌هایی از به‌کارگیری شبکه رباتیک روسی «Matryoshka» برای انتشار ویدئوهای دست‌کاری‌شده مرتبط با انتخابات میان‌دوره‌ای مطرح شده است. طرح این قبیل ادعاها بیانگر آن است که هدف عملیات نفوذ الزاماً حمایت مستقیم از یک نامزد نیست و می‌تواند بر تشدید شکاف‌های اجتماعی، بی‌اعتبارسازی نهادهای انتخاباتی و تضعیف اعتماد عمومی متمرکز باشد.

پژوهشگران مذکور در آزمایشی عملی، قابلیت سوءاستفاده از سامانه‌های هوش مصنوعی برای تولید محتوای گمراه‌کننده انتخاباتی را بررسی کردند. در مرحله نخست، چهار دستیار هوشمند برای تدوین سناریوهای مرتبط با تقلب انتخاباتی آزمایش شدند. از میان آن‌ها گروک توانست ۱۰۰ دستور تولید تصویر متناسب با سناریوهای موردنظر ایجاد کند. در مرحله بعد، ابزارهای آزمایش‌شده توانستند بر اساس این دستورها تصاویر گمراه‌کننده بالقوه تولید کنند. پژوهش همچنین نشان داد که در برخی موارد، محدودیت‌های ایمنی از طریق تغییر دستورها یا استفاده از حالت‌های متفاوت سامانه‌ها قابل دور زدن بوده است. این یافته‌ها بیش از آن که وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کنند، آسیب‌پذیری ابزارهای تولید محتوا در برابر سوءاستفاده سازمان‌یافته را نشان می‌دهند.

شکاف تنظیم‌گری و ضرورت حفاظت از اصالت اطلاعات

گسترش تبلیغات مصنوعی در شرایطی رخ داده که چارچوب حقوقی آمریکا برای مواجهه با آن همچنان پراکنده است. بر اساس گزارش الجزیره، تا اکتبر ۲۰۲۶ تعداد ۳۱ ایالت قوانینی درباره الزام به افشای استفاده از هوش مصنوعی در تبلیغات انتخاباتی تصویب کرده‌اند، اما قانون فدرال جامعی برای تنظیم تبلیغات انتخاباتی مبتنی بر جعل عمیق وجود ندارد.

بر اساس ادعای مقاات آمریکایی، چالش اصلی قانون‌گذاران ایجاد توازن میان حفاظت از آزادی بیان سیاسی و جلوگیری از فریب رأی‌دهندگان است. تمایز میان طنز سیاسی، ویرایش متعارف محتوای تبلیغاتی و جعل گمراه‌کننده اهمیت اساسی دارد. ممنوعیت فراگیر محتوای مصنوعی می‌تواند محدودیت‌های نامتناسبی ایجاد کند، در حالی که فقدان الزامات شفافیت نیز امکان انتشار محتوای فریبنده را افزایش می‌دهد.

در این چارچوب، تقویت استانداردهای احراز منشأ و اصالت محتوای دیجیتال، درج نشانگرهای قابل راستی‌آزمایی، نظارت مستقل بر ایمنی مدل‌ها و ارتقای سواد رسانه‌ای رأی‌دهندگان از مهم‌ترین راهکارهای پیشنهادی پژوهشگران محسوب می‌شوند. با این حال هیچ‌یک از این ابزارها به‌تنهایی قادر به رفع کامل مخاطرات نیستند و اثربخشی آن‌ها مستلزم همکاری شرکت‌های فناوری، نهادهای انتخاباتی و سازمان‌های مستقل راستی‌آزمایی است.

جمع‌بندی

انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ آمریکا بیانگر ورود هوش مصنوعی به مرحله‌ای جدید از تأثیرگذاری بر رقابت‌های سیاسی است که در آن مرز میان تبلیغات انتخاباتی، عملیات شناختی و دست‌کاری اطلاعات به‌تدریج کمرنگ می‌شود. افزایش هزینه تبلیغات مصنوعی، توسعه ابزارهای ارتباط هوشمند با رأی‌دهندگان و امکان تولید انبوه محتوای گمراه‌کننده نشان می‌دهد که فناوری مذکور در حال تغییر ساختار تولید و توزیع پیام سیاسی است.

با وجود این، شواهد موجود هنوز برای تعیین میزان تأثیر مستقیم هوش مصنوعی بر نتیجه انتخابات کافی نیستند. مخاطره اثبات‌شده در وضعیت کنونی، گسترش ظرفیت تولید و انتشار اطلاعات ساختگی و افزایش دشواری تشخیص محتوای معتبر است.

از منظر راهبردی، مسئله بنیادین صرفاً احتمال تغییر انتخاب یک رأی‌دهنده در مواجهه با یک ویدئوی جعلی نیست. تهدید عمیق‌تر برای ساختار سیاسی آمریکا زمانی شکل می‌گیرد که فراگیری محتوای مصنوعی، اعتماد شهروندان به شواهد تصویری، اعتبار اطلاعات سیاسی و مشروعیت فرایندهای انتخاباتی را تضعیف کند. در چنین شرایطی، حفاظت از انتخابات دیگر تنها به امنیت سامانه‌های رأی‌گیری وابسته نخواهد بود و صیانت از اصالت اطلاعات و اعتماد عمومی نیز به بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت انتخاباتی تبدیل می‌شود.

لینک کوتاه: