دکتر محدثه نظری درباره دستاوردهای عینی و ملموس فرصت مطالعاتی برای دانشگاه اظهار کرد: معرفی توانمندیهای دانشگاه به مجموعه صنعتی میزبان در طول اجرای پروژه، جذب اعتبار مالی مستقیم برای دانشگاه از طریق دریافت بالاسری قرارداد پژوهشی، تأمین مواد شیمیایی و سنتزی گرانقیمت توسط مجموعه میزبان به منظور انجام تحقیقات تکمیلی و ادامه مسیر پژوهشی روی کاتالیستها، تعریف یک پایاننامه کارشناسی ارشد تقاضامحور و فراهمسازی امکان حضور و فعالیت مستقیم دانشجو در محیط صنعت، زمینهسازی برای تداوم همکاریها و اجرای پروژههای مشترک آتی با مجموعه میزبان، انتقال چالشهای واقعی صنعت به کلاسهای درس در راستای کاربردیتر شدن سرفصلهای آموزشی و ایجاد شبکه ارتباطی جهت تسهیل کاریابی و جذب احتمالی فارغالتحصیلان دانشگاه (در قالب استخدام یا امریه) در صنعت مربوطه» از جمله دستاوردهای این فرصت مطالعاتی برای دانشگاه بوده است.
این عضو هیئت علمی در تشریح دستاوردهای عینی و ملموس این فرصت مطالعاتی برای خود نیز گفت: درک ملموس دغدغهها و گلوگاههای واقعی صنعت و کمک به جهتگیری بهتر پروژههای آتی متناسب با نیازهای کشور، بهرهمندی از حمایتهای وزارت عتف و امتیازات طرح که فرصتی را فراهم کرد تا به دور از فشار صرف برای چاپ مقاله و کارهای مرز دانشی، با آرامش خاطر به فعالیتهای نیازمحور پرداخته شود؛ امری که حس ارزشمند اثربخشی و رضایت حرفهای بالایی را به همراه داشت، کسب تجربه کار مستقیم با تجهیزات پیشرفته در مقیاس صنعتی، مشارکت در تیمهای متشکل از متخصصان صنعت پتروشیمی و شبکهسازی جهت توسعه همکاریهای آتی، تدوین و ارائه یک ثبت اختراع (در مرحله ثبت اظهارنامه)، تأمین مواد شیمیایی سنتزی و زمینهسازی برای تعریف پروژههای دانشجویی هدفمندتر، یافتن ایدههای کاربردی و تقاضامحور برای تعریف مقالات و پایاننامههای جدید بر اساس نیازهای واقعی صنعت و آشنایی با ادبیات رایج در صنعت، مدیریت زمان و برآورد اقتصادی پروژهها در محیط واقعی کار» از جمله دستاوردهای این دوره بوده است.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا دستاورد ویژه و نتیجه ملموسی از حضور به عنوان فرصت مطالعاتی در واحد عملیاتی حاصل شده است، تصریح کرد: سنتز نوآورانه کاتالیستهای مقرونبهصرفه: موفقیت در سنتز کاتالیستهای نانوصفحه جهت فرآیند تبدیل متانول به الفین (MTO) با استفاده از مواد اولیه جامد و ارزانقیمت، برای اولین بار در مقیاس آزمایشگاهی. ارتقای چشمگیر عملکرد و طول عمر کاتالیست: بهینهسازی و افزایش طول عمر کاتالیستهای فرآیند تولید متانول به الفین از ۶۰ ساعت به بیش از ۵۰۰ ساعت (در مقیاس پایلوت آزمایشگاهی). جهتدهی به مسیر تحقیق و توسعه (R&D) صنعت میزبان: اثبات کارایی نتایج این طرح به گونهای که شرکت میزبان، بخشی از پروژههای داخلی و توسعهای آتی خود را در امتداد دستاوردهای همین موضوع پایهگذاری و تعریف نموده است. ثبت مالکیت فکری و دستاورد فناورانه: تدوین سند اختراع منتج از پژوهش مربوطه با مالکیت صنعت میزبان (مرحله ثبت اظهارنامه اولیه انجام شده است). ارائه مشاوره تخصصی و انتقال دانش: ارائه راهنماییهای فنی و پیشنهاد متدولوژیهای دقیق جهت انجام آنالیزهای مشخصهیابی تخصصی، بهویژه در حوزه مواد میکروحفره. مستندسازی و ارائه گزارشهای راهبردی: تدوین و ارائه گزارشهای جامع علمی و فنی به صنعت میزبان، شامل تحلیل دقیق فرآیندهای سنتز، تفسیر نتایج و ارزیابی جامع آنالیزها.
دکترنظری درباره مشوقها و حمایتهایی که میتواند باعث اجرای بهتر فرصتهای مطالعاتی در جامعه و صنعت شود، اظهار کرد: علیرغم نیاز مبرم کشور به رفع چالشهای صنعتی و فاصله عمیق میان رویکرد مقالهمحور دانشگاه و رویکرد نیازمحور صنعت، طرح «فرصت مطالعاتی اعضای هیئت علمی در جامعه و صنعت» که از سوی وزارت عتف ابلاغ شده، بستری بسیار هوشمندانه و بازی برد-برد-برد (برای صنعت، دانشگاه و استاد) است.
وی در ادامه، راهکارها و پیشنهادات خود را اینگونه مطرح کرد: ایجاد درگاه نظارتی متمرکز در وزارت عتف: راهاندازی سامانهای جهت رسیدگی مستقیم به شکایات اساتید در خصوص اعمال سلیقه و عدم اجرای دقیق آییننامه فرصت مطالعاتی توسط برخی دانشگاهها. یکسانسازی و الزامآور شدن مصوبات هیأتهای امنا که پیشنهاد میشود وزارت متبوع، اجرای بندهای حمایتی و تشویقی (نظیر تخصیص امتیازات اجرایی ماده ۴، معافیت از کسورات بالاسری و سایر موارد مشابه) را برای تمامی هیأتهای امنا در سراسر کشور الزامآور نماید تا از بروز رویههای دوگانه و تبعیض میان اساتید دانشگاههای مختلف جلوگیری شود. الزام به ارزیابی و تقدیر از فعالان در حوزههای صنعتی که «پژوهشگر برتر» و «سرآمد آموزشی» در مناسبتهایی نظیر هفته پژوهش و روز استاد مورد تقدیر قرار میگیرند، ضرورت دارد شیوهنامههای مشخصی تدوین و به دانشگاهها ابلاغ شود تا اساتید فعال در حوزه فناوری، ارتباط با صنعت و حل نیازهای کشور نیز سهمیه ویژهای برای ارزیابی و تقدیر رسمی داشته باشند.
عضو هیئت علمی مجتمع آموزش عالی فنی و مهندسی اسفراین درباره تأثیر انجام فرصت مطالعاتی بر برنامهها و فعالیتهای علمی آتی خود گفت: جهتدهی به پژوهشها و پایاننامههای دانشجویی: با توجه به شناخت دقیق از گلوگاههای صنعت و همچنین تأمین مواد شیمیایی توسط شرکت میزبان، تلاش میگردد پروژههای دانشجویی مستقیماً روی رفع نیازهای واقعی صنعت متمرکز شود تا خروجی آنها برای صنعت سودمند باشد. توسعه ارتباط با صنعت و جذب گرنتهای پژوهشی: شبکه ارتباطی قدرتمندی که با متخصصان صنعت پتروشیمی برای اینجانب شکل گرفته است، امید است به بستری مطمئن برای تعریف طرحهای بروندانشگاهی جدید، جذب اعتبارات مالی (گرنت) و تعریف پروژههای تحقیق و توسعه (R&D) مشترک در سالهای آینده تبدیل شود. بهروزرسانی و غنای محتوای آموزشی: تجربه کار مستقیم با تجهیزات پایلوت و آشنایی با چالشهای واقعی تولید، به بنده این امکان را میدهد تا سرفصلهای دروس تخصصی را از حالت انتزاعی خارج کرده و با ارائه مثالها و مطالعه موردی از صنعت واقعی، کلاسهای درس را برای دانشجویان جذابتر و کاربردیتر نمایم.
دکترنظری در پایان درباره پیشنهادهای خود برای تقویت همکاری دانشگاه و صنعت، فراتر از طرح فرصتهای مطالعاتی، گفت: تسهیل مأموریتهای پژوهشی کوتاهمدت و پارهوقت: بسیاری از صنایع بزرگ به دلیل الزامات خاص عملیاتی، نقص یا کالیبره نبودن تجهیزات در دانشگاهها، تمایلی به برونسپاری کامل طرحهای تجربی به محیط دانشگاه ندارند. ایجاد سازوکارهای قانونی برای حضور منعطف و پارهوقت عضو هیئت علمی در صنعت (مثلاً چند روز در هفته)، میتواند صنایع و اساتید را بیش از پیش به تعریف پروژههای مشترک ترغیب کند.
تدوین سازوکار شفاف و حمایتی برای پروژههای محرمانه که دغدغه جدی صنایع در خصوص نشت اطلاعات، مانع از انتشار مقالات یا ثبت مستندات طرحها در دانشگاه میشود. از سوی دیگر، سختگیریهای اخیر هیئتهای ممیزه در ارزیابی و امتیازدهی به طرحهای محرمانه (و ارجاع آنها به وزارتخانه)، اساتید را دچار پروسه های فرسایشی کرده است. تدوین یک شیوهنامه مشخص که در آن تضمین و جلب خاطر صنعت از لحاظ حفظ محرمانگی و نیز امتیازات ارتقای استاد بدون موانع فرسایشی دیده شده باشد به شدت موثر است.
چابکسازی اداری و کاهش بروکراسیهای زائد که درخواست نامهنگاریهای مکرر از صنعت در مراحل مختلف پروژه، موجب دلزدگی مدیران صنعتی میشود. کاهش این بروکراسیها برای حفظ انگیزه بخش صنعت حیاتی است.
استفاده از نهادهای واسط و «کارگزاران فناوری»: تشکیل و حمایت از نهادها و افراد واسطی که زبان دانشگاه و صنعت را به خوبی میفهمند. این کارگزاران میتوانند نیازهای صنعت را به پروپوزالهای دانشگاهی ترجمه کرده و بروکراسیهای اداری، حقوقی و مالی قراردادها و مباحث بازاریابی یا مالکیت فکری را پیگیری کنند تا تمرکز استاد صرفاً بر روی حل مسئله علمی و فنی متمرکز باشد. نهادهایی مانند دفتر مجوز فناوری دانشگاه MIT (MIT TLO) یا دفتر انتقال فناوری استنفورد (Stanford OTL) نمونههای بسیار موفقی از این دست هستند.