به گزارش سیتنا، اما همسر سابق او، آنیتا میچل، اکنون ماجرای پشت پردهی آن آزمایش پنهانی را فاش کرده است؛ از جمله دانشمندانی که در تدارک آن همکاری کردند، احتمال بسیار ناچیزی که میچل شخصاً برای تصادفی بودن نتایج آن قائل بود، و تأثیری که این آزمایش بر مسیر زندگی او گذاشت.
میچل، خلبان ماژول ماهنشین و ششمین انسانی که بر سطح ماه قدم گذاشت، در فوریه ۱۹۷۱ تلاش کرد تا نمادهایی را به صورت ذهنی و از فاصلهای صدها هزار مایلی برای چهار گیرنده در زمین ارسال کند.
این آزمایش طی چهار نوبت استراحت در داخل فضاپیمای «آپولو ۱۴» و بدون اطلاع یا تأیید ناسا انجام شد.
گیرندگان مستقر در زمین بهطور جداگانه ثبت میکردند که به نظرشان میچل بر کدام نمادها تمرکز دارد؛ در این میان، دو شرکتکننده با بیشترین میزان موفقیت، توانستند ۵۱ مورد از ۲۰۰ نماد را بهدرستی تشخیص دهند.
آنیتا به روزنامه «دیلی میل» گفت که ادگار معتقد بود احتمال وقوع تصادفیِ چنین نتیجهای «یک در دو میلیارد» است.
این نتایج ادگار را متقاعد کرد که چیزی خارقالعاده، خلأ میان آپولو ۱۴ و زمین را درنوردیده است.
آنیتا گفت: «من هرگز در آن تردیدی نداشتم.»
ادگار میچل، فضانورد و خلبان ماژول ماهنشین در مأموریت فرود بر ماهِ آپولو ۱۴، در سال ۱۹۷۱ در کنار پرچم نصبشدهٔ ایالات متحده بر سطح ماه ایستاده است.کتاب خاطرات او با عنوان «تو شبیه همسر یک فضانورد نیستی» (You Don't Look Like An Astronaut's Wife) آشکار میکند که چگونه آن آزمایش عجیب، به تبدیل یکی از مشهورترین فضانوردان آمریکا به پژوهشگری مصمم در حوزه آگاهی و پدیدههای فراطبیعی کمک کرد.
آنیتا پس از مأموریت «آپولو ۱۴» با میچل ازدواج کرد و این زوج بعدها در سال ۱۹۸۴ از یکدیگر جدا شدند.
اگرچه او در زمان انجام مأموریت همسر میچل نبود، اما میگوید که آن آزمایش بخش مهمی از زندگی میچل باقی ماند و بازتابدهنده علاقهای به ادراک فراحسی (ESP) بود که پیش از سفر او به ماه آغاز شده بود.
آنیتا گفت: «او گروهی از دانشمندان را داشت که پیش از رفتن به ماه با آنها همکاری میکرد و آنها بودند که آزمایش ادراک فراحسی را طراحی و اجرا کردند.»
«بنابراین، او حتی پیش از پرواز هم پا به این عرصه گذاشته بود.»
میچل پیش از مرگش در سال ۲۰۱۶، چندین بار بهطور علنی درباره این آزمایش صحبت کرده بود، اما روایت آنیتا دیدگاهی شخصیتر از افرادی که او را تشویق میکردند و اهمیتی که او در خلوت خود برای نتایج آن قائل بود، ارائه میدهد.
این فضانورد بعدها توضیح داد که سالها صرف مطالعه درباره ادراک فراحسی کرده و میخواسته بداند آیا ارتباطی فرضی میان دو ذهن، در گذر از فاصله عظیم میان فضاپیمای آپولو ۱۴ و زمین تضعیف میشود یا خیر.
این ایده تقریباً سه هفته پیش از آغاز مأموریت شکل گرفت؛ زمانی که فیزیکدانان پژوهشگرِ علاقهمند به پدیدههای فراطبیعی پیشنهاد کردند که این پرواز فرصتی بیسابقه را فراهم میآورد.
میچل، خلبان ماژول ماهنشین و ششمین انسانی که بر سطح ماه گام نهاد، در جریان مأموریت خود تلاش کرد تا مجموعهای از نمادها را بهصورت ذهنی برای چهار گیرنده در زمین مخابره کند.به گفته میچل، هیچ کس قبلاً چنین آزمایشی را در صدها هزار مایل انجام نداده بود.
این فضانورد در ابتدا قصد داشت شش جلسه انجام دهد، اما فقط برای چهار جلسه وقت آزاد پیدا کرد که هر کدام بیش از 20 دقیقه طول نمیکشید.
در یک کنفرانس خبری در ژوئن 1971 در دورهام، کارولینای شمالی، میچل گفت که این آزمایش شامل یک دسته کارت 25 تایی حاوی پنج نماد سنتی بود: ستاره، صلیب، موج، مربع و دایره.
او قبل از پرتاب، ترتیب دسته کارتها را تصادفی کرد تا یک توالی ایجاد کند و سپس در طول دورههای استراحت خود در فضا، روی نمادها تمرکز کرد.
چهار شرکتکننده روی زمین تلاش کردند پیامهای ذهنی را دریافت کنند و به طور جداگانه نمادهایی را که معتقد بودند میچل ارسال میکند، ثبت کردند.
هیچ سیگنال فیزیکی از طریق تجهیزات ارتباطی آپولو 14 شناسایی یا منتقل نشد.
در عوض، این آزمایش بررسی کرد که آیا اطلاعات میتوانند مستقیماً از طریق ESP بین ذهنها منتقل شوند یا خیر.
میچل پدیده ادعایی را به طور دقیق به عنوان تلهپاتی یا پیشگویی تعریف نکرد و به طور کلیتر آن را ESP نامید.
او به چهار گیرنده گفته بود که این آزمایش را در شش موقعیت از پیش تعیینشده انجام خواهد داد، اما الزامات این مأموریت باعث شد که او تنها بتواند چهار جلسه را به پایان برساند.
ادگار میچل در سال ۲۰۱۶، پس از آنکه به ششمین انسانی تبدیل شد که بر سطح ماه قدم گذاشت، درگذشت.هویت شرکتکنندگان در ابتدا فاش نشد. میچل گفت که این چهار نفر را طی گفتگویی «سر میز شام» انتخاب کرده، اما از اعلام عمومی نام آنها خودداری کرد.
بعدها اولوف جانسون، که یک فرد دارای ادعای تواناییهای فراحسی (سایکیک) در منطقه شیکاگو بود، مدعی شد که یکی از دریافتکنندگان پیام بوده است.
ناسا پس از مأموریت آپولو ۱۴ تأیید کرد که میچل این آزمایش را در فواصل استراحتِ برنامهریزیشدهاش انجام داده، اما تأکید کرد که این کار پروژهای شخصی بوده و بدون مجوز رسمی این سازمان صورت گرفته است.
پس از پایان مأموریت، پاسخهای ثبتشده روی زمین با نمادهای انتخابشده توسط میچل مقایسه شدند.
دو نفر از دریافتکنندگانی که بیشترین امتیاز را کسب کرده بودند، در مجموع ۵۱ پاسخ صحیح از میان ۲۰۰ حدس ارائه دادند.
میچل اظهار داشت که بر اساس احتمالات تصادفی، انتظار میرفت حدود ۴۰ پاسخ صحیح به دست آید.
آنیتا گفت که پرتکرارترین پرسش مردم این بود که آیا آزمایش با موفقیت همراه بوده است یا خیر.
به گفته او، ادگار معتقد بود که پاسخ به این پرسش تنها از طریق آمار امکانپذیر است و او احتمال وقوع این نتایج بر حسب تصادف را یک در دو میلیارد محاسبه کرده بود.
روزنامه «دیلی میل» نتوانست بهطور مستقل نحوه دستیابی او به این رقم را تأیید کند؛ بنابراین، این عدد نباید به عنوان مدرکی علمی و اثباتشده دال بر وقوع ادراک فراحسی (ESP) تلقی شود.
اظهارات عمومی خودِ میچل در سال ۱۹۷۱، در مقایسه با ارزیابی خصوصی که آنیتا از آن یاد میکرد، بهمراتب محتاطانهتر بود.
او در آن زمان گفت: «این نتیجهای قابلقبول و معنادار در سایر علوم محسوب میشود، اما حوزه فراروانشناسی رویکردی محافظهکارانهتر دارد و چنین احتمالات آماری را صرفاً نشانهای احتمالی یا عملکردی فراتر از شانسِ محض میداند.»
او تأکید کرد که نتایج آزمایش «بسیار فراتر از حد انتظار» بوده است، هرچند اذعان داشت که این نتایج از نظر علمی تنها «معناداری متوسطی» داشتهاند.
میچل برای تحلیل یافتهها به شهر «دورهام» سفر کرد تا با دکتر جی. بی. راین دیدار کند؛ کسی که ریاست «بنیاد پژوهش درباره ماهیت انسان» را بر عهده داشت و از پژوهشگران برجسته در زمینه پدیدههای ادعایی فراحسی (سایکیک) بود.
او اظهار داشت که از دیرباز به موضوع ادراک فراحسی علاقهمند بوده و قصد دارد در آینده آزمایشهای مشابهی را انجام دهد.
میچل گفت: «ما در مورد سازوکار تلهپاتی یا ادراک فراحسی (ESP) اطلاعات و دانش بسیار کمی داریم که بخواهیم کاربردهای آن را پیشبینی کنیم؛ اما فکر میکنم وقتی درک این سازوکار آغاز شود، آنگاه میتوانیم درباره کاربردهایش صحبت کنیم.»
این آزمایش وجود ادراک فراحسی را به عنوان یک واقعیت علمی اثبات نکرد، اما میچل همچنان معتقد بود که نتایج آن ارزش بررسیهای بیشتر را دارد.
آنیتا گفت که تجربیات ادگار در جریان مأموریت «آپولو ۱۴»، او را بیش از پیش پذیرای احتمالات فراتر از علم متعارف کرده بود.
عکسی که ادگار را در کنار پرچم ایالات متحده بر سطح ماه نشان میداد، به یکی از نمادینترین تصاویر برنامه آپولو تبدیل شد.
در پسِ آن تصویر، فضانوردی بسیار آموزشدیده قرار داشت که روزبهروز بیشتر مجذوب پرسشهایی درباره آگاهی، ذهن انسان و جایگاه بشریت در کیهان میشد.
آنیتا گفت که همسر سابقش در ریاضیات سرآمد بود و با جدیتِ یک دانشمند به آن پرسشها میپرداخت.
او گفت: «او در حساب دیفرانسیل و انتگرال و آنگونه مباحث بسیار باهوش بود. اما ویژگی خاصی در او وجود داشت: مردی بسیار جدی بود.»
ادگار پس از بازگشت از ماه، «مؤسسه علوم نوئتیک» (Institute of Noetic Sciences) را برای تحقیق درباره آگاهی و پدیدههایی همچون مراقبه و خوددرمانی تأسیس کرد.
آنیتا گفت که چهرههای برجسته مرتبط با برنامه فضایی آمریکا نیز در علاقه او به پدیدههای توجیهنشده سهیم بودند.
او از «ورنر فون براون» نام برد؛ پیشگام صنعت موشکی که بر توسعه موشک «ساترن ۵» (Saturn V) نظارت داشت؛ موشکی که فضانوردان آپولو را به سوی ماه برد.
او گفت: «ورنر فون براون دوست بسیار صمیمی اِد بود و دکتر فون براون علاقه بسیار زیادی به رویاها و کاوش در دنیای رویا داشت.»
«او سخنران اصلی ما در نخستین مراسم جمعآوری کمک مالی مؤسسه نوئتیک بود. او مهمان خانه ما بود. چه مرد دوستداشتنیای بود!»
میچل در نزدیکی «رازول» در نیومکزیکو بزرگ شد؛ منطقهای که نامش با ادعاهای مربوط به سقوط یک فضاپیمای بیگانه در سال ۱۹۴۷ گره خورده است.
آنیتا از آنجا با عنوان جایی یاد کرد که «موجود بیگانه در آن پیدا شد»؛ هرچند هیچ مدرک قطعی مبنی بر سقوط یک فضاپیمای فرازمینی در آن منطقه وجود ندارد.
او گفت ادگار معتقد بود که افراد باید نسبت به بررسی ایدههایی که خارج از چارچوب آموزههای معمولشان قرار دارد، پذیرا باشند.
او گفت: «آن باورها و طرز تفکر، چیزی نبود که در مدرسه به ما آموخته بودند؛ اما اِد معتقد بود که باید ذهنمان را باز کنیم و دستکم برای کاوش در سایر موضوعات تلاش کنیم.»
دیدگاه خود آنیتا در طول ازدواجشان تغییر کرد، زیرا او با محققان و چهرههای مرتبط با پدیدههای روانی ملاقات کرد.
او به یاد میآورد که شاهد انجام کارهای به ظاهر غیرممکن توسط یوری گلر بود، از جمله حادثهای که ظاهراً در آن یوری یک جواهر گم شده را در ظرف بستنی که پیشخدمت برایش آورده بود، پیدا کرد.
ادگار همچنین معتقد بود که بشریت در نهایت باید خود را فراتر از زمین مستقر کند.
آنیتا گفت: «او به رفتن ما به سیارات دیگر بسیار معتقد بود - او میگفت که ما باید این کار را انجام دهیم زیرا زمین در نهایت به یک توپ آتش تبدیل خواهد شد.»
«او پیشگو نبود، اما همیشه احساس میکرد که ما باید سیاره دیگری داشته باشیم که بتوانیم در آن ساکن شویم.»
برای ادگار، آپولو ۱۴ سوالاتی را مطرح کرده بود که فراتر از این بود که آیا انسانها میتوانند به دنیای دیگری برسند یا خیر.
آزمایش خصوصی او این سوال را مطرح کرد که آیا ذهن انسان میتواند بدون تکیه بر هیچ وسیله ارتباطی مرسوم، از فاصله عظیم بین زمین و فضا عبور کند یا خیر.
نتایج آن نتوانست وجود چنین ارتباطی را اثبات کند، اما به این مرد ماهپیما کمک کرد تا در تمام طول عمرش به دنبال پاسخهایی فراتر از مرزهای علم پذیرفتهشده باشد.
آنیتا امیدوار است خاطراتش، تمایل او به زیر سوال بردن باورهای تثبیتشده را در حین مستندسازی زندگی خارقالعاده پیرامون مسابقه آمریکا به ماه، به تصویر بکشد.
او گفت: «این کتاب تقریباً تا حد امکان واقعی است. امیدوارم کار خوبی در آن انجام داده باشم. امیدوارم مردم با خنده از آنجا بروند.»
انتهای پیام
گزارش از حمزه فاتح