در ساختار شورای عالی فضای مجازی، انتخاب و تغییر رئیس مرکز ملی فضای مجازی که هم‌زمان دبیر شورای عالی نیز هست، یک فرآیند مشخص دارد. آیین‌نامه داخلی شورا می‌گوید دبیر با پیشنهاد رئیس شورا و رأی موافق اکثریت مطلق اعضا به مقام معظم رهبری پیشنهاد می‌شود و پس از تأیید ایشان، با حکم رئیس شورا منصوب خواهد شد. برای عزل نیز مسیر مشخصی تعیین شده است؛ پیشنهاد کتبی رئیس شورا یا حداقل پنج عضو، طرح موضوع در جلسه شورا، کسب رأی اکثریت مطلق و سپس پیشنهاد به مقام معظم رهبری.
این جزئیات تشریفاتی نیست. وقتی برای انتخاب یا تغییر مسئول یکی از مهم‌ترین نهادهای حکمرانی فضای مجازی، سازوکار مشخصی در آیین‌نامه پیش‌بینی شده، اصل بر این است که همان مسیر طی شود. در انتخاب دبیر فعلی نیز، مطابق گزارش رسمی ریاست جمهوری، موافقت اعضای شورا و تأیید رهبر شهید مبنا قرار گرفت و سپس حکم انتصاب صادر شد. بنابراین اگر قرار است تغییری صورت بگیرد، پرسش اصلی این نیست که چه کسی جایگزین خواهد شد؛ پرسش مهم‌تر این است که این تغییر با چه روشی انجام می‌شود.
در روزهای اخیر اخباری درباره احتمال تغییر دبیر شورای عالی فضای مجازی مطرح شده و در کنار آن، روایت‌هایی درباره جمع‌آوری امضا برای این تغییر شنیده می‌شود. اگر چنین روایتی درست باشد، باید پرسید این امضاها قرار است جای کدام بخش از سازوکار مصوب شورا را بگیرد؟ آیین‌نامه برای انتخاب و عزل دبیر، جلسه شورا و رأی اعضا را پیش‌بینی کرده است، نه تصمیم‌گیری در یک فرآیند غیررسمی و خارج از جلسه.
این یادداشت درباره هیچ فردی نیست و قرار هم نیست درباره شایستگی یا عدم شایستگی گزینه‌ای که ممکن است برای این مسئولیت مطرح باشد قضاوت کند. موضوع، خود فرآیند است. اگر اکثریت اعضای شورا با تغییر موافق‌اند، چه اشکالی دارد این موافقت در جلسه رسمی شورا مطرح شود، رأی‌گیری انجام شود و نتیجه نیز به شکل شفاف اعلام شود؟ تصمیمی که از مسیر مشخص گرفته شود، هم اعتبار بیشتری دارد و هم راه را بر تفسیرها و روایت‌های مختلف می‌بندد.
نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که کشور در شرایط جنگی و امنیتی قرار دارد. در چنین شرایطی تصمیم‌های مهم در حوزه فضای مجازی باید با دقت و انضباط بیشتری گرفته شوند، نه با ابهام بیشتر. بحران و جنگ، ضرورت قانون‌مداری را کمتر نمی‌کند؛ برعکس، در روزهای سخت باید بیشتر از همیشه به قواعدی تکیه کرد که برای اداره همین موقعیت‌ها وجود دارند. نمی‌توان از یک سو بر حکمرانی، نظم و امنیت تأکید کرد و از سوی دیگر درباره چگونگی تصمیم‌گیری در یکی از مهم‌ترین نهادهای این حوزه، ابهام ایجاد کرد.
مسئله زمانی حساس‌تر می‌شود که پای نسبت دادن تصمیمات به مقام معظم رهبری به میان می‌آید. اگر تأییدی وجود دارد، مسیر آن روشن است. اگر تصمیمی اتخاذ شده، باید از مسیر رسمی اعلام و ابلاغ شود. استفاده از عباراتی مانند «هماهنگ شده»، «نظر مساعد وجود دارد» یا «تأیید گرفته شده» نمی‌تواند جای فرآیند رسمی را بگیرد. صیانت از جایگاه رهبری فقط با تکرار نام ایشان انجام نمی‌شود؛ با حفظ مرز میان تصمیم رسمی و روایت غیررسمی انجام می‌شود. جایگاه رهبری آن‌قدر مهم است که نباید پشتوانه روایت‌هایی قرار گیرد که امکان راستی‌آزمایی رسمی ندارند.
از طرف دیگر، یک بار هم در همین حوزه شاهد تشکیل ستادی ویژه بودیم که در ابتدا برای آن اختیاراتی از جمله امکان ابلاغ مصوبات پیش‌بینی شده بود، اما پس از طرح ایرادات و ورود دیوان عدالت اداری، این ساختار اصلاح شد و اختیار تصمیم‌گیری و صدور مصوبه از آن گرفته شد و نقش آن به ارائه پیشنهاد و گزارش کارشناسی محدود شد. این تجربه دست‌کم یک سؤال ساده ایجاد می‌کند: چرا باید ابتدا یک ساختار با اختیاراتی ایجاد شود و بعد، در جریان اعتراض و اصلاح، مشخص شود که چه اختیاراتی نباید داشته باشد؟ حکمرانی خوب یعنی حدود اختیارات را پیش از ایجاد ساختار روشن کنیم، نه اینکه بعداً با آزمون و خطا اصلاحش کنیم.
شورای عالی فضای مجازی از ابتدا برای سیاستگذاری، تصمیم‌گیری و هماهنگی در این حوزه شکل گرفته و مرکز ملی نیز دبیرخانه و بازوی اجرایی این ساختار است. وقتی چنین ساختاری وجود دارد، هر تغییری در مدیریت آن باید با حساسیت بیشتری انجام شود. مسئله فقط انتخاب یک مدیر نیست؛ مسئله حفظ اعتبار نهادی است که قرار است در یکی از پیچیده‌ترین حوزه‌های حکمرانی کشور سیاستگذاری و هماهنگی کند.
اگر قرار است دبیر تغییر کند، مسیر آن از قبل مشخص شده است. پیشنهاد، بررسی در شورای عالی، رأی اعضا، طی شدن مرحله مربوط به مقام معظم رهبری و سپس صدور حکم. این مسیر نه پیچیده است و نه نیازمند ابتکار تازه‌ای دارد. اتفاقاً طی کردن همین مراحل می‌تواند جلوی بسیاری از حاشیه‌ها را بگیرد و اجازه ندهد تصمیمی که باید روشن و قابل دفاع باشد، در میان خبرها، شایعات و روایت‌های غیررسمی گم شود. اعتبار یک تصمیم فقط به نتیجه آن وابسته نیست؛ به روشی که آن تصمیم گرفته شده نیز وابسته است. ممکن است فردی که انتخاب می‌شود از نظر تخصص، تجربه و توان مدیریتی گزینه مناسبی باشد، اما اگر فرآیند انتخاب او محل سؤال باشد، بخشی از اعتبار تصمیم از همان ابتدا آسیب می‌بیند. برعکس، وقتی فرآیند روشن باشد، حتی منتقدان یک تصمیم نیز ناچارند درباره اصل تصمیم و عملکرد فرد منتخب بحث کنند، نه درباره اینکه اصلاً چگونه انتخاب شده است.
امروز بیش از هر زمان دیگری به حکمرانی قابل پیش‌بینی نیاز داریم. فضای مجازی با تصمیم‌های مقطعی، روایت‌های غیررسمی و جابه‌جایی‌های مبهم اداره نمی‌شود. این حوزه به سیاستگذاری منسجم، مسئولیت‌پذیری نهادی و تصمیم‌هایی نیاز دارد که بتوان درباره آنها در برابر افکار عمومی و کارشناسان توضیح داد. اگر ساختارها و فرآیندها قرار است اصلاح شوند، اصلاح باید از خود فرآیند آغاز شود، نه اینکه برای رسیدن به یک نتیجه مشخص، فرآیند را کنار بگذاریم.
موضوع در نهایت یک اسم نیست؛ موضوع اعتبار تصمیم است. اگر تغییر لازم است، بگذارید در چارچوب همان مقرراتی انجام شود که برای چنین روزی نوشته شده است. اگر اکثریت اعضای شورای عالی موافق‌اند، رأی خود را در جلسه اعلام کنند. اگر تأیید مقام معظم رهبری لازم است، این مرحله نیز از مسیر رسمی طی شود. اگر هم قرار است ساختار جدیدی در حوزه حکمرانی فضای مجازی ایجاد شود، حدود اختیارات آن از ابتدا روشن باشد. قانون و آیین‌نامه برای روزهای آرام نوشته نشده‌اند؛ ارزش آنها زمانی مشخص می‌شود که کشور در سخت‌ترین شرایط قرار دارد. اگر قرار است تصمیمی گرفته شود، بگذارید فردا بتوانیم از روش گرفتن آن تصمیم هم به اندازه خود تصمیم دفاع کنیم.